کد خبر: 5934

تاریخ انتشار: 1395-05-28 - 12:28

نسخه چاپی | دسته بندی: فرهنگی / فرهنگ و مدیریت فرهنگی / فضای مجازی / رسانه مطبوعات / سیاسی اجتماعی / مطالب دیگران- سیاسی
+1
بازدیدها: 939

از انسداد ارتباطی رنج می‌بریم نوشتاری از قادر باستانی

 نقدی بر سیاست‏‌های رسانه‏‌ای و ارتباطیِ برنامه ششم توسعه و چند سوال؛   نوشتاری از قادر باستانی؛ کارشناس رسانه و استاد دانشگاه […]

ارتباطات نقش محوری در توسعه جوامع بشری ایفا می‏‌کند. در ایران، با وجود سابقه طولانى برنامه‏‌ریزى براى توسعه، به نقش ارتباطات و رسانه‏‌ها در کمک به تأمین هدف‏‌هاى ملی، توجه لازم معطوف نشده است. رسانه‏‌های توسعه‏‌یافته، آزاد و متنوع، قدرت آن را دارند که با تقویت همبستگی ملی و هماهنگی میان بخش‏‌های مختلف اجتماعی، در عین حفظ تفاوت‏‌ها، قدرت فهم و ادراک و تحمل و انتخاب فعال جامعه و نهایتاً سطح و عمق پایداری ملی را بالا ببرند. از این روست که میان رسانه‏‌ها، وفاق ملی، آزادی، توسعه همه‌جانبه و امنیت ملی، رابطه‏‌ای تنگاتنگ، پویا و پایدار وجود دارد.

بررسى برنامه‌هاى متعدد توسعه کشور در دوره‏‌هاى قبل و بعد از پیروزى انقلاب اسلامى، مشخص می‌کند که در این برنامه‏‌ها، به اشاره‏‌اى پراکنده در مورد بعضى از زمینه‏‌هاى استفاده از امکانات فرهنگى، اکتفا شده و به تأثیر ارتباطات در پیشبرد هدف‏‌هاى توسعه، بى‏‌اعتنایى شده است.

    از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، پنج برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به تصویب رسیده است. در این پنج برنامه، بیش از آنکه به ارتباطات به عنوان عامل محوری توسعه پرداخته شده و مواردی چون توانمندسازی، مشارکت، سواد رسانه‌‏ای، آموزش مهارت‏‌های ارتباطی و ارتقای دسترسی به رسانه‎ها مدنظر باشد، به توسعه ارتباطات، اغلب با رویکرد افزایش زیرساخت‌های ارتباطی و مخابراتی نگریسته شده است.

    دو روش موفق برنامه‏‌ریزی توسعه در ایران، یعنی روش برنامه ششم پیش از انقلاب و برنامه چهارم پس از انقلاب اسلامی، بر محور گفت‏‌وگو تنظیم شدند، اما به مرحله عمل نرسیدند. اکنون در توسعه کشور ایران، ورود به جامعه شبکه­‌ای و الزامات آن، مسأله اصلی ارتباطات را شکل می­‌دهد، اما در برنامه ششم توسعه، به جهت فقدان استراتژی، چنین نگرشی حاکم نیست و نگاه به توسعه ارتباطات، عمدتاً یک نگاه سخت‏‌افزاری و فنی است. لازم است با رویکرد مسأله‏‌محور، به مقوله توسعه ارتباطات پرداخته شود و با اتخاذ و تدوین استراتژی مشخص ارتباطی برای کشور، الزامات ورود به جامعه شبکه‏‌ای و نحوه مواجهه و تعامل  با آن، در برنامه‏‌های توسعه تأمین شود. برنامه ششم توسعه، هنوز به تصویب نهایی نرسیده و فرصت برای اصلاح سیاست‏‌های ارتباطی آن وجود دارد.

     سند چشم‏‌انداز جمهوری اسلامی، جهت‏‌گیری کشورمان را  در طول بیست سال نشان می‏‌دهد و برنامه‏‌های توسعه پنج‏‌ساله، ذیل آن قرار می‏‌گیرند. در بند سوم چشم‌انداز جامعه ایرانی در سال 1404 خورشیدی، جامعه‌ای «برخوردار از دانش پیشرفته»، «توانا در تولید علم و فناوری»، «متکی بر سهم برتر منابع انسانی و سرمایه اجتماعی در تولید ملی» توصیف شده است. در برنامه ششم، پیوستگی با برنامه‏‌های قبلی در خصوص ارتباطات، قابل مشاهده نیست. در برنامه چهارم، دید بهتر و عالمانه‏‌تری به مقوله ارتباطات وجود داشت که برنامه ششم فاقد آن است.

       گفتیم مسأله ارتباطات در برنامه ششم، ورود به «جامعه شبکه‏‌ای»، با همه مختصات آن است. شبکه‏‌بندی و شبکه‏‌سازی در سیاستگذاری ارتباطات باید دیده شود؛ همانگونه که در برنامه ششم قبل از انقلاب، ورود به «جامعه اطلاعاتی» و در برنامه چهارم بعد از انقلاب، ورود به «جامعه دانایی» مطرح شده بود. در برنامه ششم، برنامه‏‌ای برای مواجهه با گسترش و اثرگذاری «گوشی‏‌های هوشمند» مشاهده نمی‏‌شود؛ در حالی که این ابزار در حال حاضر، تأثیرگذارترین رسانه در کشور هستند.

     اساساً جامعه شبکه‌‏ای، به قول دکتر هادی خانیکی، به سمت تنوع و تکثر میل می‏‌کند. الزامی که در جامعه متنوع و متکثر است، به رسمیت شناخته‏ شدن تفاوت‏‌ها و تمایزها در هر شکل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. جامعه‏‌ای که تفاوت‏‌ها را می‏‌پذیرد، به سمت گفت‏‌وگو و تبعیت از الزامات گفت‏‌وگو حرکت می‏‌کند. یکی از موانع اصلی توسعه ارتباطات در کشور ایران، غیرگفت‏‌وگویی بودن آن است. جامعه ایران، جامعه‏‌ای متکثر، چندپاره، متنوع و متعدد است که رسانه و پیام‏‌های آن، نمی‏‌تواند شکل واحدی داشته باشد و باید گروه‏‌های مخاطب متفاوت مورد توجه قرار گیرند.

      در جامعه شبکه‌‏ای، امر خُرد بر یک امر کلان می‏‌تواند