کد خبر: 4055

تاریخ انتشار: 1390-12-01 - 16:38

نسخه چاپی | دسته بندی: لینکستان (مطالب دیگران) / اخبار کتاب / نقد و معرفی کتاب
0
بازدیدها: 1 305

بیاید یا نیاید ؟ / انتظامی، حسین

چکیده: «کمی دیرتر» عنوان آخرین اثر داستانی سیدمهدی شجاعی است که نقد برداشت های انحرافی از مهدویت و انتظار موعود را منظور دارد.     ماجرا از این قرار است که در مجلس جشن نیمه شعبان ، ‌همه حاضران […]

چکیده:

«کمی دیرتر» عنوان آخرین اثر داستانی سیدمهدی شجاعی است که نقد برداشت های انحرافی از مهدویت و انتظار موعود را منظور دارد.

 

 

ماجرا از این قرار است که در مجلس جشن نیمه شعبان ، ‌همه حاضران دم می گیرند که «‌آقا بیا،‌ آقا بیا» ‌و در آن میان جوانی به جای همراهی با سایران «آقا نیا، ‌آقا نیا» گویان جلب توجه می کند . همگان از این حرکت خلاف آمد او متعجب و معترض می شوند و تیپ ها مختلف حاضر در روایت ، زبان به نصیحت او‌ می گشایند . مداح و حاجی بازاری و مدیردولتی و نماینده مجلس و دیپلمات و دانشجوی بسیجی و انجمن حجتیه ای و درویش و لوطی . او اگرچه دم بر نمی آورد اما خواننده در فصول بعدی متوجه می شود که حق با همان جوان بوده است زیرا وقتی در قالب کشف و شهود به زندگی و اعتقادات تک تک این افراد وارد می شویم می بینیم با وجود آن لقلقه زبانی اما آمادگی ظهور موعود را ندارند و اگرچه بر زبان، شعار «آقا بیا» را می رانند اما در دل (و شاید در ساز و کاری کاملا ناخودآگاه) عملا آرزوی نیامدن «آقا» را دارند زیرا ظهور و حضور حضرت به معنای پایان یافتن خیلی از تجارت ها و برچیده شدن خیلی از مناسبات و خاتمه یافتن بسیاری از تلقیات ناصواب و افراطی است .

آثار مذهبی سیدمهدی شجاعی در دو حوزه جای می گیرند . پاره ای از آنها ترجمه و شرح ادعیه مشهور است که به دلیل رویکرد نوجویانه و ترجمه های ادبیانه ، در جذب و علاقمندی جوانان به مفاهیم ناب ادعیه شیعی موثر بوده است. بخش دوم نیز مستقیما به زندگی یا حواشی خانواده عصمت(ع) می پردازد. شجاعی هنرمندی تک حوزه ای نیست ؛ ظرف آثار او بسته به مظروف و مطالبه و کشش آن تعیین می شود و به قالب های رمان، داستان کوتاه، ‌شعر، مناجات، قطعه ادبی، فیلمنامه ، ‌نمایشنامه و سمفونی می ریزد .

شجاعی در3 سال اخیر در کنارسایر تولیدات فرهنگی خود، ‌هر سال یک اثر فاخر مذهبی را روانه بازار نشر کرده است . «کرشمه خسروانی» ، «سقای آب و ادب» و «کمی دیرتر» . این سه کتاب ، طبعا در راستا و مکمل روح حاکم بر آثار او یعنی مذهب و تشیع است . «کشتی پهلو گرفته» ، «عشق ،‌ پدر ، پسر»، «از دیار حبیب» و ... از آن جمله اند .

«کرشمه خسروانی » نمایشنامه ای است در بیان یکی از کرامات انسان ساز حضرت سید الشهدا (ع) . نگاهی جمالی به آن حضرت دارد و به عکس برداشت های متداول از واقعه کربلا که رویارویی با اشقیاء را تصویر می کنند با رویکردی تولایی نوشته شده است و نشان می دهد که موالی ما چگونه حتی در گرماگرم آماده شدن برای حماسه ای بزرگ ، شخصا برای وصال دو جوان دلداده پاپیش می گذارند و این وظیفه را فدای آن فریضه نمی سازند .

«سقای آب و ادب» داستانی است که چند دقیقه سقایت حضرت عباس(ع) را از چندین زاویه دید و البته با تکیه بر متون روایی و مقتلی معتبر روایت می کند . این اثر به قدری خوش ساخت در آمده که مرز تحقیق و درام و تکنیک (تنوع زاویه دید و پیوستار هوشمندانه اتفاقات به یکدیگر) ممزوج شده اند و مرز بین آنها روشن نیست .

نگارنده که در زمره علاقمندان جدی شخصیت و آثار شجاعی است ، اگرچه «کشتی پهلو گرفته» او را به تنهایی توشه سفرآخرت و اسباب سعادت آن گرامی در «یوم لاینفع مال و لابنون» می داند اما دو اثر یاد شده را به جهت پختگی فرم و بداعت مضمون ، سرآمد می شمارد .

آثار شجاعی، اشک را میهمان چشمان عاشقان اهل بیت می کند و ثواب روضه می دهد و می برد. «کمی دیرتر» نیز همان بوی همیشگی را دارد. رمان در چهار فصل روایت می شود . این چهار فصل از قضا به نام چهار فصل سال نامگذاری شده اند اما به جای آن که افتتاحیه اش بهار باشد به بهار خاتمه می یابد. خواننده در انتهای کتاب به رمز این جابجایی تعمدی پی می برد . پس از سیر مفصل در رفتارهای پاییزی منتظران دروغین و سرمای زمستانی پندارهای غلط، ‌جلوه بهارگون انتظار و منتظران حقیقی را می بیند و متوجه می شود که چندان هم نباید مایوس و ناامید بود .

داستان چهار لایه دارد . با شروع هر فصل متوجه می شویم فصل قبلی در فضای غیر واقعی و رویاگون رخ داده است و گمان می کنیم پس لایه اصلی داستان ،‌ همین فصلی است که می خوانیم اما به سراغ فصل بعدی که می رویم دوباره همان حس تکرارمی شود. داستان و لایه اصلی آن در فصل چهارم (بهار) رخ می دهد . این فضای پر لایه که آغشته به کرشمه های تکنیکی است بخوبی از روایت مضمون برآمده است .

در آن بلبشو که اعضای جلسه - که هر یک قشر خاصی را نمایندگی می کنند - به جوانک داستان (اسد) طعنه ای می زنند و خط و نشان می کشند روحانی پیش نماز مسجد بدون آن که با آن جماعت طعنه زن همراهی کند در سکوت و با چشمانی اشکبار ، ‌جلسه را ترک می کند . شجاعی با این کنتراست نشان می دهدکه دین بی پیرایه را باید از روحانیت گرفت ، نه آن چنان که این روزها مد شده است از مداحان .

شجاعی در نقد روشهای مرسوم شعاری به خود نیز رحم نمی کند و بر خلاف رویه حاکم (خودقدیس پنداری) راوی کتاب یعنی شخصیت نویسنده را نیز بی پروا متهم به بی اخلاصی می کند و نشان می دهد که اگر ذاکر و بانی و مستمع را با عباراتی گزنده به نقد می کشد دامان خود را نیز مبرا نمی شمارد . او در شخصیت پردازی خود طبعا نیم نگاهی به موضوعات روز دارد . مثلا وقتی سرفصل های کارگروه مرتبط با آقای نورانی را - که معلوم است یک مدیر عالیرتبه دولتی است - مرور می کند با رندی خاص خود «تعمیر و مرمت آثار باستانی و کشف شیوه های نوین کهنه سازی و باستانی نمایی» را بر می شمارد. شجاعی مراقبت دارد که اگر انتظارهای ساختگی و خودخواهانه را نقد و نفی می کند خواننده را یکسره ناامید نسازد و جلوه های حرکت آفرین را نیز نشان دهد . از همین رو وقتی راوی داستان که از مشاهده واقعیت مدعیان ظهور، مایوس و بدبین شده است می گوید : «چرا همه با چنین حس و حال و شور و اشتیاقی، نیامدن آقا را طلب می کنند ؟!» از اسد پاسخ می شنود «اینهاکه تو می بینی همه نیستند، یعنی هر مشتی نمونه خروار نیست» یا در جای دیگر اسد به راوی داستان که دچار سرخوردگی شده است (با این حساب ، همگی ول معطلیم) می گوید : «آنچه من نشانت دادم تمام واقعیت نبود. گوشه های مصیبت بار آن بود . تو حق نداری به استناد این موارد منفی ، برای مطلق واقعیت حکم کلی صادر کنی» .

شجاعی اگرچه منتظران شعاری را مورد طعن و استهزا قرار می دهد و نگاهی تند به آنان دارد اما حواسش هست که جلوه های واقعی انتظار را نیز به تصویر کشد. او در فصل بهار رمان خود دو نمونه ذکر می کند : علامه حلی و کربلایی محمد قفل ساز . اولی از معاریف فقه شیعی و دومی کاسبی تقریبا بی سواد در دوره قاجار . و باز آنقدر حواسش هست که بر خلاف موج رایج کرامت پروری و عملا روحانیت ستیز ، فقط به نمونه عوامانه اکتفا نکند و عالم بلند پایه ای چون علامه حلی را محور قرار دهد . او ماجرای مساعدت ناشناس امام زمان (عج) به علامه در استنساخ جزوه ای ضاله با هدف نگارش نقد آن را با هنرمندی به تصویر می کشد و از امضای «کتبه الحجه» که پیام دلنشین مولا به منتظر بود پرده بر می دارد . همچنین هنگامی که داستان زندگی کربلایی محمد قفل ساز را روایت می کند از سلامت نفس و پاکی روح آن گرامی می گوید و نشان می دهد که چگونه حضرت صاحب، خود به دیدار پیروان واقعی قدم رنجه می کند.

طنز در آثار داستانی شجاعی ، موقعیتی ویژه دارد . او در خلق طنز موقعیت ، ‌چیرگی دارد واین رمان نیز خالی از این ویژگی نیست .

زمان در این رمان درهم می پیچد تا به خدمت مفهوم درآید. اگرچه از این حیث شباهت هایی با رئالیزم جادویی دارد اماجنبه مکاشفه ای آن جلوه ای روحانی و عرفانی می یابد و سیطره زمان و مکان به عنوان نمادهای زندگی عادی و مادی را بی اثر می سازد . اسد به نویسنده داستان که مثل خواننده متحیر گشته است می گوید :

«تا وقتی که درون دایره یا استوانه زمان قرار داری و زمان بر تو مسلطه ، طبیعیه که جدی باشه ولی وقتی که از چنبره زمان خارج بشی و از بیرون با احاطه بهش نگاه بکنی ،‌ می بینی همه چی فرق می کنه »

جان مایه کتاب می تواند این جمله باشد که اتفاقا مضمون حدیثی تنبه آفرین است : برای دیدار اهل بیت (علیهم السلام) ضرورتا لازم نیست ما به دنبال آنان بگردیم . اگر شایسته باشیم خود آنان سراغ ما را می گیرند و به دیدارمان می آیند . خواننده در طول اثر و با قیاس به نفس متوجه می شود که متاسفانه او نیز در زمره همین مدعیان ظاهری ظهور است و باید درصدد اصلاح خود برآید. نگاه انتقادی حاکم بر این کتاب می گوید شرط عقلی و منطقی انتظار، آماده سازی محیط درونی (قلب) و محیط بیرونی (جامعه) است .

بعید نیست کسانی که مرجع ضمیر و مخاطب واقعی این اثرند در روزهای آینده ، فریاد و فغان بردارند و به شیوه های خود ، شجاعی را به مهدویت ستیزی یا استهزای انتظار متهم نمایند و با کدکردن جملات و صحنه های اعتراضی رمان ، فرار به جلو کنند و به جای اصلاح خود ، آینه را بشکنند . یک بازی جالب برای علاقمنمدان آثار شجاعی این است که بنشینند و ببینند چه کسانی این کتاب را تکفیر می کنند و بلوا راه می اندازند ، آن وقت با تطبیق مشخصات و آدرسهایی که شجاعی قبلا داده ، ببینند مصداق کدام تیپ این کتاب است !

 

منبع: خبرانلاین 

تگ های مطلب:
ارسال دیدگاه

  • bowtiesmilelaughingblushsmileyrelaxedsmirk
    heart_eyeskissing_heartkissing_closed_eyesflushedrelievedsatisfiedgrin
    winkstuck_out_tongue_winking_eyestuck_out_tongue_closed_eyesgrinningkissingstuck_out_tonguesleeping
    worriedfrowninganguishedopen_mouthgrimacingconfusedhushed
    expressionlessunamusedsweat_smilesweatdisappointed_relievedwearypensive
    disappointedconfoundedfearfulcold_sweatperseverecrysob
    joyastonishedscreamtired_faceangryragetriumph
    sleepyyummasksunglassesdizzy_faceimpsmiling_imp
    neutral_faceno_mouthinnocent

عکس خوانده نمی شود